مناظره یا مناقشه یا مجانگه(!) یا هرچی که بخواهیم اسمش رو بگذاریم،خیلی تکان دهنده بود.چرا که در آن "روشنگری"هایی رخ داد که تا حالا از طرف صدا و سیما(!) ندیده بودم.هرچیزی که هست،قدم مثبتی ست.
احمدی نژاد به ظاهر لحنی مسلط داشت اما گزندگی سخنانش،حرکات عصبی لب ها چشم ها وبینی اش، پوزخند(ریشخند)های اهانت آمیز او و نیز نشانه بردن انگشت تهمت به سوی سران حکومت همگی از تقلایی مستأصلانه برای تصاحب تخت حکومت خبر می دادند.
به میان آوردن سخنانی چون اشرافیت هاشمی رفسنجانی و بستگانش،ثروت هنگفت ناطق نوری و غیره این ظن را به وجود می آورد که وی موقعیت خویش را در میان افراد پرنفوذ حکومتی از جمله مقام رهبری به مخاطره انداخته است.
در این میان موسوی گرچه تکیه کلام های زائد (چیز، به اسطلاح) از تأثیر سخنانش می کاست،ولی لحنی محکم و مطمئن داشت و به نظر من می دانست چگونه با آرامش و به وسط نکشیدن پای افراد حکومتی و با دست گذاشتن بر نقطه ضعف های دولت وقت، اصل "دولت" را زیر سوال ببرد نه "نظام" .پرسش ها و انتقاداتی به جا که پاسخ احمدی نژاد به آن ها طبق معمول،پرسشی متقابل بود ، و نه پاسخی صریح و روشن.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|