اما ندا که بود؟ برای چه آمده بود؟جرمش چه بود؟چه گذشت بر این دختر بی دفاع جوان؟
موی بر تنم سیخ شد وقتی دیدمش . هنگامی که جان دادن دختر هموطنم را دیدم ، احساسی دوگانه داشتم،احساس انزجار از مسئولان حکومتی و احساس شرم از خود که زیر سقفی محکم در خنکای ساختمانی در بسته تنها نقش "نظاره گر" را دارم.در حالی که "ندا"ها در خیابان ها پرپر می شوند.برای چه؟ برای چشیدن اندک مایه طعمی از آزادی.
وبدانید،خونی که از سروصورت ندا جاری شد،این خونهایی که آسفالت های تهران و شیراز و دیگر شهرها را رنگین می کند،صدای "الله اکبر"ها را رساتر خواهد کرد،خاموش ها را بیدار خواهد کرد،جهانیان را آگاه خواهد نمود و مردم خشمگین را ، به خیابان ها خواهد کشاند.
چراغی
سوسوکنان
درپس پرده ی شب
خاموش شد
ساقه گلی
میان هزاران و هزاران
با ضربه ی داس دروگر
نابود شد
آهسته ندایی
در همهمه ها
در میان زمزمه ها
فریادی خونین شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|